خرید بک لینک
عکسای نوستالژیو گرفتم واسه نمایشگاه و رفت واسه چاپ!میترسم به خاطر صورت نویسی و چادر فکر کنن از شیرین نشاط کپی کردم!ولی من کلا کار و هدفم با شیرین نشاط فرق میکرد کلا سعی کردم مهر خودمو بزنم روش!خدا کنه

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 4:40

دلم واسه ی خیلی چیزای ساده ای که فکر نمی کردم یه روزی انقد دور بشن که خاطره شن تنگ شده!

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 4:40

امروز بعد از اندییی وقت کلی با جواد و نگین و نگار خندیدیم!نمی دونم از وقتی که جواد و نگار رفتن تو رابطه و اتفاقای قبلش خیلی نمی تونستم هضم کنم همه چیو!ولی خب دیگه قبولش کردم و دارم دوباره از جمع چهارت

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 4:40

اومدیم گالریو تمیز کنیم واسه فردا و الان کارمون تموم شده و بیکاریم منتظریم آقا رضا عکسارو بگیره نصب کنیم!این تایم پرتیو میتونستم کارای مبانیمو انجام بدم

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 4:40

از تقریبا چهارروز پیش اینستا نرفتم و خیلی خوشحالم کلی فاز و انرژی مثبت به زندگیم طزریق شده!و اینکه دو روزه با وجود اصرار بچه ها و فلان هیچ چیز بد و مضری نخوردم تنها خوراکی مصنوعی که امروز خوردم یه پاک

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

عصری خوابیدم خیلی خوابه بدی بود بعد تو خواب که از خواب بیدار میشدم باز تو خواب بودم!یه لحظه هم حس کردم مردم...

عجیب بود!

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

وقتای دیگه هی ر به ر میان میگن رها بیا ازمون عکس بگیرو فلان الان که مدل لازمم هیچکی نی!آخر مجبور میشم خودم از خودم بگیرم سلف پرترش کنم خیلیم خفن میشه اصلنشم:|

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

دیروز رفتم تو وبلاگ ساترا با اینکه میدونم دیلیت شده باز میرم ولی این سری دیدم آدرس وبلاگشو یکی برداشته و یه وبلاگ جدید زده!چقد بی ربط بود به وبلاگ ساترا...چقد اونجا هممون خاطره داشتیم!خوشحالم که آدرس

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

امروز با نگار و نگین رفتیم از یه حموم عمومی عکس گرفتیم!خییییلی خفن بوود...یه نور باحالی از سقف تابیده بود داخل یه تاریک روشن خوشگلی که نگم بررراتون!لنگایی که آویزون شده بوود..کاشیا.رو یکی از کمدا عکس باران کوثری بود:))) بعد دیگه یه تیکش یه حوض آبی داشت...ازین سبدا که توش نوشابه شیشه ای میذارن توش بود با کلی نوشابه خالی!یه تلویزیونم بود که هی تصویرش میپرید با یه عالمه صابون گلنار و شامپو تخم مرغی خلاصه خار مادر نوستالژی بود:)))

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

با اینکه فقط یه هفتس رژیممو سفت و سخت گرفتم ولی واقعا حس می کنم سایزم کم شده

امروز پروژه عکاسی بیست و چهارساعته که اخر شب یا فردا تو یه پست کامل توضیح میدم چیه!از ساعت چهار و نیم صبح رفتیم عکاسی که تو اون پسته راجع به اونم میگم!امروز فقط هر دو دقیقه یه بار میگفتم ای لعنت بهت پژمان!اگه بودی الان دوتایی از ساعت دوازده شب میرفتیم عکاسی اون موقع هم دیگه دانشگاهمو اصفهان نمیزدم میومدم تهران!چی بگم؟خسته شدم انقد یادتو کردم:|

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

عکسامو گرفتم منتظرم استاد تایید کنه.درسم خوندم هیچ مشکل دیگه ایم ندارم ولی نمی دونم چرا حالم بده :| به شدت دلم میخواد دوباره عاشق شم دوباره دوست داشته باشم و دوست داشته بشم (چه فعلی) !!!واقعا نمی دونم وسط امتحانا این چه دغدغه ایه الان اومده سراغم...

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

دیشب اومدم بگیرم بخوابم اینستامو قبلش چک کردم استوریای علیرضا رو باز کردم دیدم اکیپی عکس گرفتن پژمااانم دوستتت دخترشو بغللل کرررردددددده خنننندااان !!وااااای یعنی هنگگگ کردددم!هههههههیچ وقت هیییچ وقت

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاده تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 16:20

صفحه بندی